به قول استرابون وپليني‌، بزرگ‌ترين مركز شيشه‌سازي جهان رومي‌، اسكندريه بود و احتمالاً از آنجا بود كه اشياي شيشه‌اي گوناگون‌، هم از راه خشكي و هم دريا، به چين برده مي‌شد؛ ما اين‌ مطلب را از طريق سال‌نامه‌هاي سلسلهٴ هان مي‌دانيم‌. بنابر سال‌نامه‌هاي متأخر مربوط به سه‌ سلطنت (221 - 264) ده نوع شيشهٴ رنگي‌، ليولي‌1 از تاچئين (امپراتوري روم‌) وارد شده بود. بدين ترتيب‌، چينيان احتمالاً از آغاز تاريخ مسيحي با شيشه آشنايي داشتند، ولي اين بدان معني‌ نيست كه از مصنوعي بودن آن آگاه بوده باشند، بلكه تا مدت مديدي آن را يك جسم طبيعي‌ مي‌پنداشتند، كه شبيه بلورسنگ يا سنگ‌هاي گران‌بهاست‌. به هرحال‌، تا سدهٴ پنجم آنان قادر به‌ ساختن شيشه نبودند. جالب است كه اين جريان در يك زمان هم در چين شمالي و هم در چين‌ جنوبي (كه جدا از هم بودند) متداول شد. در مورد دولت شمالي‌: در اثناي سلطنت تئاي‌وو (424 - 52) از سلسلهٴ وئي شمالي‌، به‌وسيلهٴ صنعتگراني كه از هندوسكا (احتمالاً ختن‌) آمده‌ بودند، شيشه‌سازي آغاز شد. آنان همهٴ مواد لازم را در نزديكي پاي‌تخت‌، يعني تئاتئونگ فوي‌ امروزي‌، در شنسي يافتند، و شيشه‌اي عالي‌تر (؟) از شيشهٴ غربي ساختند. در مورد دولت‌ جنوبي‌: در اثناي سلطنت ون‌تي (424 - 54) از سلسلهٴ ليوسونگ شيشه‌سازي از راه دريا به‌ پاي‌تخت وي (نانكينگ امروزي‌) وارد شد. امپراتوري روم براي ون برخي اشياي شيشه‌اي و چند سال بعد استاد ماهري فرستاد كه مي‌توانست ((سنگ را مبدل به بلور سازد)).2

و. جغرافياي چيني و ارمني‌

فا - هسين‌

فا - هسين‌3 (اين نام ديني او بود، و نام خانوادگي‌اش كونگ‌4)، در شنسي زاده شد؛ از حدود 399 تا 414 برآمد. بودايي چيني كه سفر درازي به هند كرد تا كتب و تصاوير بودايي را به دست آورد. اين سفر كه يكي از مهم‌ترين سفرهاي انجام شده است (امروز هم چنين كاري بسيار چشم‌گير خواهد بود) از آن لحاظ گران‌بهاست كه تصويري از خط سير او به دست مي‌دهد. فا - هسين‌، كه‌ از تعاليم بودايي موجود دل‌تنگ بود و مي‌خواست نسخه‌هاي تازه و بهتري در هند به دست آورد، در 399 چئانگ آن را با برادري چند ترك گفت‌. او به سوي غرب به راه افتاد و به چانگ - يه (در كانشو) و تون - هوانگ (در انتهاي ديوار بزرگ‌) رفت‌، از ميان بيابان گوبي (در 17 روز) عبور كرد، از شمال لوپ - نور گذشت‌، سپس به كاراشهر، ختن‌، كار غاليك و كاشغر رفت‌، آن‌گاه به سوي‌


1 .خلاف پولي‌، به معني سفيد، شفاف‌، شيشه‌، بلور سنگ‌.
Stephan W. Bushell, L'art Chinois, annote, par H. d'Ardenne de Tizac. 243-246, Paris, 1910.2
Fa-hsien .3
Kung .4